سراشیبی عبور از فتنه ی 88 وارد مرحله ی تازه ای شده و مطالبه ی عمومی برخورد با ریشه ها و سران این فتنه و از طرفی اهتمام مسئولین عالی قضایی در روزهای اخیر به تبیین چگونگي وضعيت پرونده سران فتنه، نشان از ایجاد ظرفیت بالای اجتماعی برای برخورد با آنان دارد.

با گذشت بیش از 18 ماه از این جریان پیچیده و افشای روز به روز ابعاد آن که به فرموده ی رهبر انقلاب، دندانهای به هم فشرده و بغضهای فروخورده ی استکبار پشت آن نهان بود، ثبات برفضای سیاسی کشور حاکم شده و کمتر کسی است که به سرنوشت انقلاب و ایران علاقمند باشد و نسبت به جریانات پس از انتخابات و ساماندهان آن منزجر نشده باشد.

با وجود آغاز طرح ملی هدفمندی یارانه ها و پیش بینی برخی از احتمال بروز تنش های اجتماعی، جامعه با اعتماد و سعه ی صدر مثال زدنی با این طرح همراه شد و به طور کلی التهابات ناشی از انتخابات سال 88 تقریبا به تاريخ سياسي انقلاب پيوسته است.

اما نگرانی خواص  و نخبگان علاقمند به نظام اسلامي و ولایت مداران نسبت به موج سوم فتنه قابل تامل است و مقتضی است اين هشدار، در محافل متعهد سیاسی مورد نقد تجزیه و تحلیل و بررسی قرار گیرد و نهایتا پیش بینی هایی برای مواجهه با آن اتخاذ شود.

آنچه که به عنوان وجه مشترک نظرات صاحبنظران بصیر در موضوع فتنه آینده جلب توجه می کند، شکل گیری جریانی است که اینبار علاوه بر بهره برداری از مفاهیم و نمادهای دینی برای تحقق اغراض سیاسی، بصورت هوشمندانه ای در مباني اعتقادی عموم مردم نفوذ می کند و در زمان معین، جریان فکری عموم را در راستای اهداف و منافع سیاسی اش منحرف می سازد.

اگر چه تجربه ی موفق معاویه در جنگ صفین که با قرآن های بر نیزه مسیر جنگ مغلوبه را به حکمیت تغییر داد، در زمان خود کارآمد و موجب تثبیت حاکمیت اموی در جهان اسلام شد، اما می توان گفت این تدبیر او، برگرفته از بابی بود كه عمربن خطاب براي غصب فدك مفتوح ساخت يعني استفاده از مباني دين عليه جريان اصيل دين!

سیاست بهره برداري از مباني ديني عليه دين پیشتر در محاجه عمربن خطاب با فاطمه زهرا نسبت به فدک با این استدلال که پیامبران از خود ارث نمی گذارند تجربه شده بود و علیرغم خطبه ی مستدل حضرت صدیقه ی طاهره در افشای این طراحی غاصبانه، باز غبار استفاده از ارزشها علیه ارزشها منتج به غصب فدك، يعني تفوق باطل بر حق با ابزار حق شده بود.

تیر باران تابوت حسن بن علی را نيز مي توان از جنس اين سياست مزورانه برشمرد، زماني كه عايشه مستند به ستايش همسران پيامبر در قرآن با نام ((ام المومنين))  فرياد زد:((آيا كسي را كه من دوستش ندارم مي خواهيد در ميان خانه ي من دفن كنيد)) و مروان نيز در ادامه استدلال! كرد: ((آيا سزاوار است عثمان در دورترين نقطه مدينه در قبرستان دفن شود و حسن بن‏على در جوار پيامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم). هرگز نمى‏شود))و چنين شد كه با تير باران بدن مطهر امام حسن عليه السلام، مشايعت كنندگان ناگزير به بازگرداندن پيكر مطر به سمت بقيع شدند.

ماجرای عاشورا که با تکیه بر مسند امام، فتوای قتل همان امام صادر شدو عوام فریب خورده نیز برای جلب رضای الهی و تحت عنوان ((خیل الله))حرمت خاندان رسول را شکستند و در مسیر اسرای خاندان نبوت آذین بستند، حاصل تمرین همين سیاست،يعني به خدمت گرفتن ارزشهای دین علیه دین بود و در این مسیر جریانی که خوب به امتیازات این سیاست پی برده بود و نهایت بهره را ازآن می برد، یک بار خلافت را از امام زمان وقت، علی بن ابیطالب غصب کرد و تا غیبت قائم آنرا در دست گرفت.

به نظر می رسد طراحان و مجریان داخلی جریانی که درفتنه ی 88 با سازماندهی تشکیلاتی، تصمیم داشتند با استفاده از تعلقات مذهبی و انقلابی مردم، افکارعمومی را به سمت اهداف خود هدایت کرده و نهایتا با تصاحب عالیترین جایگاه اجرایی کشور، اغراض خود را محقق سازند، با تصمیم گیری عجولانه و در مواردی به دور از کیاست اموی، تیشه به ریشه ی خود زدند و با توهم اینکه مانور خیابانی باغیان موجب باج دهی رهبری و نهایتا مصالحه با مجریان بغي خواهد شد، با اعتماد به بدنه ی این جریان که اغلب متمولین و آزادی خواهان از قید دین و اخلاق بودند، حقیقت خود را افشا نمودند و علیرغم اینکه با استفاده از نمادهایی چون الله اکبر و انتساب دائمی به مقدسات انقلاب خصوصا حضرت امام و شهدا و دفاع مقدس، می خواستند بدنه ی اجتماعی برای خود دست و پا کنند، به ناگاه با ورود بی محابا به عرصه ی ضدیت با فلسطین آن هم در روز قدس و هلهله در روز عاشورا، عملا نقض غرض کردنه و افکار عمومی را علیه خود بسیج ساختند.

اگر چه این جریان با خیزش نهم دیماه به تاریخ انقلاب پیوست، اما نباید فراموش کرد باتجربه اي که از آن برای فتنه های آتی ایجاد شد، قطعا در فتنه ی بعد شاهد نقائص فتنه ی شکست خورده ی سابق نخواهیم بود.

جریان استدلال عدم توارث انبیا توسط عمربن خطاب برای غصب فدک، به فتوای شریح قاضی بر خروج حسین علیه خلیفه ی وقت انجامید و 50 سال تجربه بهره برداری دین علیه دین بود که به عاشورای سال 61 هجری منتهی شد.

جریان زخم خورده ی دین علیه دین در نظام اسلامی نيز اكنون به کنجی خزیده و قطعا خود را برای دسیسه ی آتی بازسازی خواهد کرد اما چگونه؟

جريان فتنه 88 سالها از مسیر اعتقادات مردم دور بود و طبیعتا نمی توانست با یک مصاف چند ماهه انتخاباتی، مقبولیتی قلبی و اعتقادی برای خود ایجاد کند و شاید به همین دلیل بود که بدنه ی اجتماعی آن طی مدت کوتاهی ریزش کرد.از طرفی بلافاصله پس از احساس مقبولیت عمومی ، میان خود و ولایت فقیه خط کشی کرد و عملا از یاری معتقدین به نظام و  ولایت فقیه محروم شد و طبيعتا در زمره ي معارضين با نظام و متهمين اقدام عليه امنيت ملي قرار گرفت.

این اشتباهات در رونمایی نسخه ی جدید فتنه تکرار نخواهد شد.به نظر می رسد سازمان فكري این جریان براي تحركات آتي، اولا تا حد امکان از لحاظ سیاسی و اعتقادی در سطح افکار عمومی برای خود مقبولیت ایجاد خواهد کرد و ثانیا تا حد امکان خود را همسو با ولایت فقيه و آرمانهاي انقلاب جلوه خواهد داد.

بدنه اجتماعي اين جريان در فتنه اخير به خوبي مي دانستند كه حتي در صورت استفاده از نمادهاي مذهبي چون الله اكبر و شعار پيروي از خط امام، نفس اين جريان نه سنخيتي با انقلاب و نه امام دارد و به اين دليل به سرعت از سير قهقرايي فتنه جداشدند، اما زماني كه اين جريان در لباس تدين و تعلق به انقلاب و با سابقه ي روشني از فعاليت در مسير رضايت حق و با ظاهري آراسته به ادبيات ديني وارد رقابت سياسي شود و با طرح نيم بند معارف ديني از جمله مهدويت و ولايت الهي، قصد تشكيك در اصالت ولايت فقيه را داشته باشد، مي تواند بخشي از بدنه متدين جامعه را با خود همراه كند و عملا اينبار با ايجاد گسل اعتقادي در جامعه به باج خواهي از حاكميت پردازد.

حال اگر پشتوانه ي اين جريان به عناويني چون مرجعيت، آيات عظام و روحانيت نيز متكي باشد و كساني در اين ميان به عنوان ريشه هاي اعقادي تشكيك در ولايت فقيه در زمان غيبت ايفاي نقش كنند، آثار غير قابل پيش بيني بر جامعه اسلامي بار خواهد شد.

اين جريان در انتخابات متوجه شد كه شكست در مصاف انتخاباتي، يعني حذف يكباره از ادبيات سياسي كشور و اين تجربه، بانيان جريان آتي را بر آن خواهد داشت كه نفوذ در بدنه ي قدرت را سر لوحه قرار دهند و با آلوده سازي فكري و اعتقادي و حذف معتقدين اصيل به آرمانهاي انقلاب، مسير تشكيك را در بدنه ي نخبگان هموار سازند و آنگاه با آغارعمليات در مقطعي خاص كه ضرورتا انتخابات نيست،‌ موجي جديد در جذب نيرو و ضديت با نظام ايجاد كنند.

تشكل اين جريان را مي توان امتزاجي از بازمانده هاي انجمن حجتيه،متدينين قدرت طلب، سياسيون و سرمايه داران داراي تفكرات التقاطي،روحانيون كم سواد و چند مجتهد معروف دانست كه طبيعتا با رسانه هاي استكبار و فشارهاي بين المللي حمايت خواهد شد تا در برزخ فكري كه براي افكار عمومي ايجاد مي شود، نظام مبتلا به انفعال و باج دهي شود.

شناسايي صبغه و مباني فكري فتنه بعد مستند به تدابير و هشدارهاي رهبر انقلاب بايد مورد مداقه و بررسي قرار گيرد تا به لطف الهي پيروزي هاي بعدي نيز در تاريخ درخشنده انقلاب اسلامي ايران ثبت شود.