ستادمبارزه با استکبار جهانی در بهشت
دیشب به این فکر می کردم که من برای حفظ انقلاب چکار می کنم و چکار کردم...
بعد از مدتی تفکر به این نتیجه رسیدم اینقدر درگیر دغدغه معاش و پروار دنیا شده ام که قاطعانه می توانم بگویم برای حفظ انقلاب هیچ کار نمی کنم!
دوباره از خودم پرسیدم چطور می شود کسی این همه لاف دفاع از انقلاب بزند و برای حفظ آن هیچ کاری نکند؟
الان پاسخش را گرفتم...
کسی که برای چیزی هزینه داده باشد، دنبال حفظ و نگهداری آن نیز هست و طبیعتا هر قدر این هزینه بیشتر باشد، دقت برای نگهداری نیز بیشتر است.
الغرض
بالاترین هزینه را برای حدوث و بقای انقلاب شهدا دادند و فکر می کنم آنها برای حفظ انقلاب از همه بیشتر دغدغه داشته باشند.از طرفی قدرتی که از شهود بر عالم برای آنها حاصل شده دستشان را باز گذاشته تا سرنوشت انقلاب را در مقاطع مختلفی تغییر دهند.
اما نکته جالب توجه اینجاست که گویا یکی از ابزارهای آنان برای حفظ انقلاب، هجمه به دشمن از همان راهی است که خود او برای ضربه به انقلاب استفاده کرده است.
تاحالا دقت کردید؟
سالها زحمت سیاست خارجی امریکا از تطمیع و تهاجم به کشورهای منطقه، ایجاد حصار امنیتی در اطراف مرزهای ایران بود که به زعم خودشان در برهه ای تا میزان زیادی محقق شد.هم پیمانی با ترکیه، حمله به عراق و تا پیش از آن حمایت از صدام، تطمیع کشورهای حاشیه خلیج فارس برای فشار بر ایران، حمله به افغانستان و تا پیش از آن حمایت از طالبان برای درگیری با ایران و کودتاهای مختلف در پاکستان برای در دست گرفتن حاکمیت این کشور، همه علت تامه ای به نام ایران داشت.حالا پاکستان و افغانستان و عراق باتلاق امریکا شده اند، حکام وابسته منطقه به چالش جدی کشیده شده اند و اساسا همه انرژی غرب مصروف برنامه ریزی برای مدیریت این جریانات شده است...
دیگر...
شورشهای ظاهرا مردمی 88 چنان برنامه ریزی شده بود که در روزهای اول باور کرده بودند نسخه نظام اسلامی پیچیده شده است.بانی این شورشها زادگاه چرچیل، یعنی انگلستان بود.اما هنوز دوسال از آن برنامه ریزی عمیق نگذشته که قلب انگلیس دستخوش همان سبک از آشوبها شده است...
دیگر...
یادتان هست آخرین بارصحبت از تحریم های فلج کننده و به زانو درآمدن دولت ایران برابر این تحریمها بود؟حالا دقیقا همان بازی اقتصاد، گریبان ابرقدرت دنیا گرفته و به لطف خدا بیش از گذشته هم خواهد گرفت...
اگر از تاثیرات کلی رویکرد انقلاب اسلامی در این جریانات بگذریم، بعید است در وانفسای فعلی سیاستمداران و بازی های زود هنگام انتخاباتی بشود باور کرد این وقایع حاصل تلاش ما یا دولت ماست.
به نظر من آنهایی که دلشان بیشتر از همه برای انقلاب می تپد، همانهایی هستند که بیشترین هزینه یعنی جانشان را برای انقلاب پرداخت کردند...
پاورقی:وقتی بچه ۱۴ ماهه می نشیند با مادرش زل می زند به تلوزیون و روح دختر باز و دختر چادری که فاسد شده را تا ته می بیند، باید انتظار داشت ۲۰ سال بعد امام خمینی بشود یا پوریای ولی؟ آنوقت آقای خوش تیپ تحصیل کرده با کلاس مسئول متلک می اندازد که شما در وبلاگت به چی گیر نمی دهی؟
داداش گیر می دهیم این است وای به روزی که گیر ندهیم.