چيستي و كيستي((جريان انحرافي))!
((جريان انحرافي)) تركيبي است كه اگر چه در ماههاي قبل به طور پراكنده به حلقه اطراف رئيس جمهور اتلاق مي شد، اما پس از خانه نشيني رئيس جمهور بر سر زبانها افتاد و مبناي قضاوت در خصوص حال و آينده دولت دكتر احمدي نژاد قرار گرفت.
اين تركيب در ادبيات هر صنفي اعم از روحانيون، علما، سياسيون، مغرضان و معاندان انقلاب اگرچه داراي نقاط مشتركي نيز هست،اما تعريفي خاص وبعضا متفاوت دارد،.
جريان انحرافي چيست؟
مي توان تولد تركيب ((جريان انحرافي)) را در روزهايي جستجو كرد كه دولت دراحياي حقوق انقلاب اسلامي در جهان_مثل موضوع هسته اي و ديپلماسي تهاجمي_ و اصلاح ساختارهاي اقتصادي و سياسي داخلي _مانند سهميه بندي بنزين و هدفمندي يارانه ها_ طي فرايندي صعودي پيشتاز بود، اما ناگهان با تصميم يا موضعگيري عجيب توسط نزديكترين ياران رئيس جمهور، حتي علاقمندان او نيز مبهوت مي شدندكه چگونه است دولت _و به تبع آن دولتمردان_ با رويكرد انقلابي و تلاش بي نظير در احياي آرمانهاي انقلاب و امام، ناگهان مرتكب رفتاري مي شود كه با اهداف اوليه و حتي عملكرد فعلي آن معارض است؟
مواردي همچون طرح ورود زنان به ورزشگاهها، دوستي با مردم اسرائيل، نظريه پردازي هاي پرحاشيه در خصوص مباني دين و از اين دست اقدامات، نگراني هايي را در خصوص وجود تعارض دراستراتژي رييس جمهور و اطرافيانش بوجود آورده بود، اما توفيقات پي در پي سياسي و علمي و اقتصادي مانع از آن مي شد كه علاقمندان در انطباق مسير دولت با آرمانهاي انقلاب و رهبري ترديدي كنند.
همزمان با آغاز دولت دهم شخصيت جنجالي كه به زعم بسياري سازماندهي تصميمات خلاف مشي دولت مستقيما با او در ارتباط است، بعنوان چشم رئيس جمهور قرار گرفت و با اعتماد به نفس فراوان، نظريات خود را با اقداماتي چون برقراري ارتباط تنگاتنگ با هنرمندان، تشكيل شوراي ايرانيان خارج از كشور و كارگروه هاي فرهنگ و هنر استان جامه عمل پوشاند.
نقش موثر و تصميم سازاين شخص در عملكرد رئيس جمهور تاجايي پيش رفت كه قاطبه علاقمندان به انقلاب و شخص رئيس جمهوربه اين باور رسيدند كه تفكري غير از شخص رئيس جمهورجرياني را هدايت مي كند تا حركت سابق دولت را از انطباق با آرمانهاي انقلاب و رهبري منحرف كند.
يك سوال؛
طبيعي است اولين سوالي كه با طرح مقدمه فوق به ذهن متبادر مي شود اين است كه چگونه مي شود رئيس جمهوري كه از بهره هوشي خاصي برخوردار است و در سخت ترين مصاف هاي بين المللي چون سخنراني در دانشگاه كلمبيا موضع خود را تغيير نداده، يكباره تغيير مسير داده و در برخي سياستها مواضع سابق خود را در عمل نقض مي كند؟
پاسخ اين سوال را برخي در فرايند عزل و نصب هاي اطراف رئيس جمهورجستجو مي كنند.گفته مي شود((جريان انحرافي)) از افرادي با توانمندي هاي خارق العاده و استفاده از اين توانمندي ها براي تاثير گذاري بر شخص رئيس جمهور بهره مي برد كه حاصل آن حذف ياطرد نيروهاي ارزشي و كارآمد اطراف رئيس جمهور و تصرف همه اركان مشورتي رئيس جمهور توسط جريان خاص است.
عزل اطرافيان ولايي رئيس جمهورمانند باقري لنكراني، داود احمدي نژاد، ثمري، فتاح، بذرپاش، صفارهرندي، محصولي و... و از طرفي نصب افرادي چون بقايي كه قرابت فكري خاصي بامشايي دارند، در راستاي ادعاي چنين ارتباطاتي قلمداد مي شود.
اين جريان از ديد برخي، مدعي ارتباط مستقيم با حجت خدا بر زمين و كسب فيض بلاواسطه از اوست. در اين تفكر ولايت فقيه نه موضوعيت دارد و نه طريقيت، چرا كه وصول به منبع فيض، موجب زوال هر نوع واسطه است و عملا ولايت فقيه مانعي است براي كسي كه با منبع فيض در ارتباط است.
بر مبناي برخي تحليل ها، برخي مواضع صريح رئيس جمهور از جمله اعلام قطعي برخي وقايع مثل عدم حمله امريكا به ايران نيز حاصل القاء نگاه فوق به رئيس جمهوراست.
موضع رهبري؛
اگرچه رهبر انقلاب در موضوع دوستي با
مردم اسرائيل صريحا موضع گيري كردند، اما اولين موضع گيري ايشان پيرامون شخصيت
نزديك به رئيس جمهور كه متهم به نقش آفريني درجريان انحرافي است، به زمان نامه
نگاري با رئيس جمهور پيرامون عدم معاون اولي او برمي گردد.(( جناب آقای دكتر احمدی نژاد، رياست محترم جمهوری اسلامی
ايران با سلام و تحيت،انتصاب جناب آقای
اسنفديار رحيم مشايی به معاونت رئيس جمهور بر خلاف مصلحت جنابعالی و دولت و موجب
اختلاف و سرخوردگی ميان علاقمندان به شما است.
لازم است انتصاب مذبور ملغی و كان لم يكن اعلام گردد.))
به نظر مي رسد رهبر انقلاب با لحاظ قيد ((خدمت)) در حركت كلي دولت، در صدد بودند تاحد امكان مانع تحت الشعاع قرار گرفتن مسير خدمت رساني دولت با مباحثي اينچنين شوند_كه در پاسخ دانشجويي كه از چپ و راست رئيس جمهور گله كرد، سفارش به فرعي و اصلي كردن موضوعات نمودند و در ديدار با مردم فارس نيز اشاره كردند كه ملاک اشخاص نيستند بلکه ملاک اصلي خط کار و خدمت است. _اما تغيير ناگهاني و يكباره وزير اطلاعات موجب شد ايشان صريح ترين موضع را در سالهاي گذشته نسبت به جريان انحراف اتخاذ كنند((رهبري تا زنده است هيچگاه نخواهد گذاشت در حرکت عظيم ملت ايران بهسوي آرمانها، ذرهاي انحراف ايجاد شود))
هدف جريان انحراف چيست؟
ارائه تحليل دقيق از هدف غايي اين جريان در شرايط كنوني ممكن نيست، اما آنچه از نوع طي طريق اين جريان بر مي آيد، علاقه وافر به گسترش در بدنه قدرت و انحصار طلبي مطلق است و به نظر مي رسد با فرض نظريه اتصال به منبع فيض، اين انحصار طلبي كاملا قابل توجيه باشد، چرا كه حركت در راستاي منافع آنان فرد را مويَد و متمرد را از دائره تاييد خارج مي كند.
بافرض اينكه جريان انحراف قدرت را كسب كند، مي توان انتظار داشت با علاقه اي كه از ورود به ساختار فرهنگي جامعه درآن موجوداست_مانند تشكيل شوراي عالي ايرانيان،حضورفعالانه و تزريق بودجه به كارگروه هاي فرهنگ و هنر استانها، ارتباط با هنرمندان وائمه جماعات و..._نهضتي فرهنگي منطبق با قرائت مدرن و خاص خود ازدين ارائه كند كه در آن روحانيت در حاشيه راهبري دينداران قرار گرفته و تشرعي كه تكليف حداقلي و انتظار حداكثري از دين را ترويج مي كند، بر جامعه ديني حاكم شود.طبيعاتا با اين فرايند جز پوششي از انقلاب اسلامي باقي نخواهد ماند.
ابهاماتي كه بايد پاسخ داده شود؛
اگرچه جاي پاي اين جريان از زمان همدردي با مردم اسرائيل وطرح ورود زنان به ورزشگاهها تا موضوع مكتب ايراني روي پيشاني سياستهاي دولت مشاهده شد، اما اينكه چرا با اوج گرفتن انتقادات عمومي از خانه نشيني رئيس جمهور، يكباره پرونده هاي اقتصادي آنان باز مي شود و يك به يك مدارك تحصيلي جعلي و ثروتهاي بادآورده و قراردادهاي صوري شان توسط رسانه ها_يي كه متعلق به رقباي سابق انتخاباتي رييس جمهور هستند_ افشا مي شود مبهم و قابل توجه است.
از طرفي اين سوال كه چگونه مي شود در نظام شيعي كه تحت لواي ولي فقيه عادل اداره مي شود، با استفاده از قدرتهاي ماورايي، رئيس جمهور_يعني اولين شخصيت رسمي كشور را_با استفاده از سحرو رمالي به قهقرا كشيد، بي پاسخ مانده است.
ابهام ديگر اين است كه آيا با توجه به سخنان رهبر انقلاب كه از نسبت رمالي كه در جريان انتخابات به دولت داده شد انتقاد كردند،ترويج اين صفت در تريبون هاي نماز جمعه و از سوي علما دلالت بر وقوع اخير اين جريان در بدنه دولت دارد يا اين موضوع مسبوق سابقه بوده و رهبر انقلاب از آن بي اطلاع بوده اند؟
چنين ابهاماتي با مرور زمان و افشاي بيش از پيش جريان انحراف شفاف تر خواهد شد و ابعاد جديدي از اين جريان روشن خواهد شد.
وظيفه ما؛
بصيرت مفهوم محدويت پذير و زمان مندي نيست كه انسان با نگرشي خاص و درمقطع زماني معين با بصيرت بشود و با بصيرت بماند.براي همين به جاي اينكه احساس كنيم ما با بصيرت ترين هستيم و به دركي از شرايط رسيده ايم كه ديگران نتوانسته اند بدان برسند، بايد تحولات را به دقت رصد كنيم و نتايج حاصل از تحليلها را با مواضع رهبر انقلاب بسنجيم و آنگاه نسبت به اين جريانات موضعگيري كنيم، خصوصا اگرصاحب رسانه و داراي مخاطب باشيم.
نتيجه؛
((جريان انحرافي))نه وابسته به شخص و نه منحصر در چارچوب اين دولت است، بلكه ابزاري است كه ظرفيت خود را براي معارضه با حركت تحول ساز انقلاب در جهان نشان داده و روز به روز فربه تر مي شود.سابقه 6 ساله احمدي نژاد در مصدر رياست جمهوري و پيش از آن بعنوان شهردار تهران، دلالت بر اين دارد كه او از جنس اين جريان نيست، حتي اگر بعنوان يد بيضاء آن قرار گرفته باشد.
احمدي نژادي كه در انتخابات 84 و 88 وارد عرصه شد و در هر بار نمايندگان زر و تزوير را مغلوب ساخت، به اذعان اغلب بزرگان از جمله رهبر انقلاب، گفتمان امام و انقلاب وعدالت را به صور ت عملي زنده كرد و نمايشي از تقارن دين و سياست در عرصه جامعه اسلامي و جهان ارائه داد كه حاصل آن مواردي چون دانشگاه كلمبيا وتاثيرگذاري بر شكل گيري قيامهاي منطقه بود.
شخصيتي كه در حال حاضر بعنوان رئيس جمهور، مورد انتقاد قريب به اتفاق جامعه ارزشي_وغير ارزشي_به دليل حسن تعاملش با جريان انحرافي است، تفاوتهاي بسياري با خود خودش در سالهاي گذشته دارد و مي توان به خوبي از انفعال سياست خارجي و موانع خودساخته در اداره امور كشور آنرا مشاهده كرد.
انتخاب صحيحي كه در ساتلهاي 84 و 88 رقم خورد اكنون توسط جريان مغبون اما با ظاهري ديگر به مصاف طلبيده شده و بايد چاره اي انديشيد تا محبوبيت و خدمات ارزنده دكتر احمدي نژاد به سرنوشت امثال كساني كه در تاريخ انقلاب سقوط كرده اند، دچار نشود