ترازجامعه ولایی چیست و از کجا می شود فهمید امت دغدغه های امام رامی فهمد؟

ادعای اینکه ما جامعه ای کاملا ولایی داریم گزاف است و مطالعه ای میدانی نشان می دهد طیف نخبگان قائل به نقش ولایت فقیه در زمان غیبت که حاضرند در همه هزینه های ولایت مداری اعم از جان و مال و کسب و فرزند شریک باشند، اقلیت جامعه را تشکیل می دهند.

اما واقعیت غم انگیز جامعه ما این است که این اقلیت، نه تنها به عنوان تصمیم ساز و برنامه ریز محسوب نمی شوند، بلکه همواره توسط تصمیم سازان با انگ های مختلف به حاشیه رانده می شوند و به گونه ای تبلیغ می شود که گویا این اقلیت محکوم به اقلیتند چون سلوک اکثریت مبنای زندگی متعالی است.

خودمانی تر اینکه تناقضی آزار دهنده در جامعه پس از انقلاب وجود دارد.حاکمیت در دست نایب امام زمان است و طبیعتا اطاعت از او واجب و تحقق خواست او لازم.

اکثریت بدنه اجتماع او را به عنوان یک رئیس جمهور مادام العمر که قدرت اجرایی اش را هر وقت بخواهد بکار می گیرد می شناسند و صرفا اقلیتی هستند که ولی را ولی می دانند و قائل به اطلاق ولایتش در نیابت امام زمان هستند.

این اکثریت، بالقوه کسانی هستند که می توانند برای درک و ایفای نقش در نظام ولایی بعنوان آحاد امت واحده ایفای نقش کنند، اما فعلیت این قوه در گرو تربیت آنان توسط ولی و ایجاد ساز و کارهایی است که این قوه را به فعل برساند.

روشن است کار گزارانی که می توانند تدبیری برای ایجاد این سازو کارها بیاندیشند، باید از جنس اقلیتی باشند که در بالا ذکر شد.

جالب است که این اقلیت در نظام ما کاملا در حاشیه هستند و در هر برهه ای که وارد عرصه رقابت شده اند_و معمولا نیز مورد استقبال مردم واقع شده اند_با جبهه سهمگینی از احزاب متفق روبرو شده اند.

بگذریم

تناقض آزار دهنده موجود همین است که حلقه اتصال ولی با امت کارگزاران غیر ولایی هستند_البته نه همه_ و به همین دلیل مشاهده می شود منویات ولی متاسفانه در پشت دربهای حسینیه امام خمینی محبوس می شود و غم انگیز تر اینکه پس از چند سال دوباره همان جا و از لسان خودش مجددا طرح می شود.

غرض اینکه نباید تعجب کرد بیداری اسلامی و کمک به محرومین و استکبار ستیزی لب دلمشغولی ولی نسبت به خارج از کشور باشد و همدلی و جهاد اقتصادی وپرهیز از ایجاد فضای یاس بین مردم با طرح نقاط ضعف نیز نگرانی وی برای داخل؛ و متاسفانه مراودات مردم در کوچه و بازار و محافل سیاسیون کمترین رنگ از این دغدغه ها را نداشته باشد.

واسطه های انتقال این دلمشغولی اغلب ناکارآمد و بلکه با بازده عکس عمل می کنند و صرفا ارتباط مستقیم لسانی ولی با امت است که جور تعمیق رابطه امام و امت را به دوش می کشد و جالب اینکه باز هم پیشتاز این ارتباط همان اقلیت یاد شده هستند.

پاورقی:از جمله مهمترین واسطه های ناکارآمد این ارتباط رسانه ملی و مدیران اجرایی هستند که دقیقا در هر دو عرصه آن اقلیت مطرود و بلکه منفورند.آنتن زنده در رسانه ملی برای خاله شادونه و پورنگ و فیتیله و صالح علا و فرنود و خیابانی و فردوسی پور و جهانگیر کوثری و فریدون جیرانی بی خطر و یک برنامه در راستای شفاف سازی حقیقت جامعه ولایی محکوم به تعطیلی و مجری آن ممنوع التصویر است.