من هم مثل خیلی از بچه حزب الهی ها از ژست روشنفکرانه و ادبیات مصلحت اندیشانه و یک بام و دوهوامتنفرم و ترجیح می دهم به جانبداری از یک طیف که نزدیکتر به اخلاص و صفا است بپردازم، حتی اگر توسط طیف مقابل به احساساتی بودن و تند روی و دگم اندیشی متهم شوم.

از طرفی وقتی در خصوص جنجال های انتخاباتی این روزها فکر می کنم، می بینم علیرغم اینکه ما عین خیالمان نیست و برایمان فرقی نمی کند چه کسی بر صندلی های مجلس تکیه کند، اما همین چند روز دیگر ممکن است بر اثر تساهل و بی تفاوتی ما در خوشبینانه ترین حالت کسانی وارد مجلس شوند که بخشی از آنها در مجلس هشتم خطاهای بزرگی مرتکب شدند و حالا گروه گروه باهم ائتلاف کرده اند.در حالت بدبینانه هم ممکن است همین مدعیان ائتلاف با همه! برای حفظ انقلاب ممکن است کمی که تحت فشار قرار بگیرند با اصلاح طلبان هم ائتلاف کنند برای حفظ انقلاب!

اما هرچه می گذرد می بینم جبهه پایداری را هم ما به اعتبار چند نفر که سابقه روشنی دارند می شناسیم و چندین نفر از کاندیداهایی که معرفی کرده اند سابقه روشن و با ثبات سیاسی در سطح ملی ندارند.نگرانی اینجاست چه تضمینی وجود دارد که در کوران حوادث سیاسی از میان این همه کاندیدای ناشناخته چندین علی مطهری ساخته نشود؟ چه اینکه علی مطهری نیز قبل از ورود به مجلس در رتبه اول اصولگرایی جای داشت.

لب مطلب اینکه امثال بزرگوارانی مثل آقای وحید جلیلی که جبهه متحد را متهم می کنند به اینکه معتقد به انتخاب صالح مقبول است و بعدا خواهند گفت دفع افسد به فاسد، باید بدانند اگر مردم جبهه پایداری را هم برگزینند با همین استدلالی خواهد بود که آقا وحید نقضش می کنند، چون واقعا جبهه پایداری هم علیرغم حضور نیروهای پاک و کارآمد یک  تشکیلات جامع الاطراف سیاسی و فکری و ايده آل حزب الله نیست.

به نظر من خطر بزرگی جبهه پایداری را تهدید می کند؛ فرصت طلبانی که می دانند چگونه با چند ژست انقلابی و مصاحبه کوبنده وارد گردونه قدرت شوند و بعد برای حفظ آن همه چیز را قربانی کنند.

نگرانم برای دوستان پاکم که شبانه روزشان را دارند پای تبلیغات اینان می گذارند و ممکن است همان فرصت طلبها کاری کنند از میان این دوستان خوب ما چند حشمت الله طبرزدی درست شود.

شاید با این مطلب متهم به بدبینی شوم اما گفتن این مطالب بهتر است تا حسرت نگفتن آن.

ادامه اش بعد انتخابات!