ابعاد فضای مجازی در سالهای اخیر آنقدر گسترش یافته که می توان ادعا کرد یکی از ابعاد زندگی واقعی انسانها در قرن بیست و یکم فضای مجازی است. در حقیقت تعاملات خارجی انسانها دیگر برگرفته از حوزه عملکردی آنان در عالم ماده نیست، بلکه متغیرهای متعددی که بسیاری از آن در فضای مجازی تعریف می گردند، شکل دهنده این تعاملات هستند و با گذر زمان سهم بیشتری از این تعاملات به فضای مجازی اختصاص می یابد.

واقعیت این است که همانند بسیاری از تکنولوژی ها، ابداع زیرساختاهای شبکه مجازی در غرب صورت گرفته و مدیریت آن نیز بر عهده غرب است.صدالبته روابطی نیز که در این فضا صورت می گیرد به راحتی توسط مدیران این شبکه تحلیل و سازماندهی می شود و در صورت لزوم هدایت می گردد.

مبنای اداره و زندگی در عالم سایبر نیز تحقق((نظام لیبرالیسم برای همه)) است.به این معنا که همگان مجازند از این فضا برای نشر اعتقادات و اندیشه های درست و غلط خود استفاده کنند.لکن وجه دیگر این عدم محدودیت، این است که مدیران شبکه عظیم اینترنت و شاهراه های ارتباطی در فضای مجازی نیز آزادند حجم عظیم اطلاعات موجود را پردازش نموده و در راستای اهداف خود بکار گیرند.

در حقیقت اقیانوس عظیم اطلاعات مردم جهان سایبری، پمپهای بسیار قوی دارد که اطلاعات مورد نظر از این اقیانوس را وارد استخرهای نقد و تحلیل داده نموده در زمان و مکان مناسب مورد استفاده قرار می دهند.

این نوع از لیبرالیسم سایبری به نحو احسن در خدمت اهداف ابرقدرتهاست؛ چراکه از جهتی همگان آزادند اطلاعات خود را با ظرفیت های رایگان این فضا برای دیگران عرضه کنند و از طرف دیگر این اطلاعات به عنوان تکه های پازل استثمار در اختیار ابر قدرت ها قرار گیرد.

نظام اسلامی یک نظام کاملا ایدئولوژیک مبتنی بر آموزه های اسلام است.این نظام در بدو تشکیل، معادلات دهکده جهانی مورد نظر ابرقدرتها را به هم ریخت و نظم جدیدی در دنیا تعریف کرد.این نوع تعارض منجر به تنشهای متعددی در جهان گردید که از جمله آنها، جنگ تحمیلی 8 ساله، تشکیل حزب الله لبنان و تهدید قلب استکبار یعنی اسرائیل و انقلابهای سریالی در کشورهای تحت سلطه امریکاست.

این نظام ایدئولوژیک برای اداره سیاسی جهان تئوری و سازمان تشکیلاتی ارائه کرد که بعد از 32 سال  این ساز و کار بعلت استحکام مبانی و موفقیت در اجرا در سایر نقاط جهان ریشه دوانید و عملا صدای زنگ سرنوشت مارکسیسم را برای لیبرالیسم نیز تداعی کرد.

اعلام جمهوری اسلامی مبتنی بر رهبری یک فقیه یک تصور شخصی نبود، بلکه حاصل تامل مراجع و مجتهدین متعدد در تاریخ شیعه بود که حضرت امام ساز و کارهای اجرایی آنرا عملیاتی کرد.

حال این فرایند باید در مواجهه با عالم مجازی نیز تدوین و عملیاتی شود تا انتظار داشت با گذشت زمان معینی،  شبکه مدیریت آن با اختلال در نیل به هدف مواجه شوند. لکن آغاز و پایان ورود انقلاب اسلامی به فضای مجازی، نیازمند شناخت و کامل ظرفیتها و اساسا عوامل ایجاد این فضا و نهایتا تغییر یا بهره برداری از این ظرفیتها متناسب با اهداف انقلاب اسلامی است.

به نظر می رسد پیش از ورود به وادی چیستی و ماهیت شبکه مجازی و چگونگی تعامل با آن، باید دید اساسا بر مبنای تعالیم اسلامی، همه ظرفیتهای این فضا مشروع است و آیا نفس زیرساختهای این فضا مورد تایید شرع هستند که حال از امکانات آن برای تحقق اهداف شرع بهره گرفت(لازم به ذکر است مبنای نگارنده این است که انقلاب اسلامی ایران نسخه اجرایی شرع مقدس اسلام در عصر غیبت است).

بعنوان مثال آیا نظام اجتماعی اسلام اقتضا می کند که همه گروههای سنی اعم از زن و مرد در آن واحد بتوانند به اطلاعاتی واحد سترسی داشته باشند و پس از دسترسی و غور در این اطلاعات، تحلیل خود را در معرض دید همگان قرار دهند؟

یا بقای هر نوع اطلاعات اعم از صحیح و خلاف واقع یا فاسد و صالح تا ابد در این شبکه آن هم با قابلیت جستجوی آزاد و دسترسی، با قراردادهای خلقت مغایرت ندارد؟مگر نه اینکه در سلوک خلقت، یک انسان می تواند گذشته خویش را اصلاح کرده و خداوند متعال با اصل نسیان انسانها، گذشته را از یاد همه می برد؟

اما از خصوصیتهای فضای مجازی این است که اگر مولد اطلاعات، از  اطلاعاتی که منتشر کرده پشیمان شود یا زمانی نسبت به آن بی اعتقاد گردد، دیگر نمی تواند همه سوابق آنرا از فضای سایبر محو کند!

اینها چند  سوال از صدها سوالی است که می توان گفت مبنای فضای سایبر را در تعالیم دین به چالش می کشد؛ حال اینکه بعد از پاسخگویی به این جنس از سوالات باید تلاش کرد که از این فضا در راستای اهداف و تعالیم انقلاب اسلامی استفاده شود.

صد البته عاقلانه نیست که با این توجیه عرصه برای معارضین تفکر اسلامی و نظام سیاسی اسلام در فضای سایبر باز شود و نظام اسلامی شبکه مجازی را تحریم کند، بلکه با باید بررسی کرد آیا میدان فضای مجازی با این مشخصات می تواند محل عرضه تفکرات ناب انقلابی قرار گیرد؟

با مقدمه فوق نوع تقابل نظام اسلامی با ابداعی با نام نظام سایبر باید از دو منظر مورد برسی قرار گیرد؛

1.ایجاد تشکیلات موازی در عالم ارتباطات مبتنی بر تعالیم شرع

می توان ادعا کرد یکی از جدی ترین مصادیق جنبش نرم افزاری در حوزه علوم ارتباطات، ایجاد نظام جامع ارتباطی مدرنی است که بر مبنای آن، مدیریت ورودی و خروجی اطلاعات نه باهدف تضییع حقوق ملتها، بلکه به منظور احیای انسانیت و بروز ارزشهای والای انسانی صورت گیرد.با این تعریف اساسا محتوای ضد اخلاقی و بشری در این نوع شبکه بی معنی است و نوع ارتباطات با مبانی طبقه بندی شده برای سنین مختلف از زن و مرد صورت می گیرد.آفت بزرگ شبکه مجازی لیبرال، فقدان هویت ثابت برای کاربران است که نتیجه آن ورود اطلاعات غلط، مغرضانه و خلاف واقع به این فضاست، در حالیکه در تشکیلات بومی مورد نظر نظام اسلامی، هر کاربر دارای هویت ثابت است که می تواند در حوزه های مجاز اطلاعات مرتبط را وارد نماید.بعنوان مثال گستره و تنوع بهره مندی و یا ورود اطلاعات نوجوان دختر و یا پسر با پدر یا مادر و یا محقق با دانش آموز متفاوت است.

 بعید است انسجام مدیریتی شبکه اینترنت منحصر به یک ساختمان با تعداد مشخصی افراد باشد که بتوان دنبال آنان گشت و پیدایشان کرد، بلکه وحدت هدف در طیف مشترکی از کاربران تاثیر گذار، آنان را به جایی می رساند که برای تحقق هدف واحد، از همه ظرفیتهای شبکه بهره ببرند.

این سازکار می تواند مورد استفاده متقابل قرار گیرد؛ بدین صورت که سپاه سایبری با توجیه نیروها و هدفگذاری طولانی و کوتاه مدت، در حوزه های مختلف و در بازه زمانی خاص برای تحقق هدف از کلیه ظرفیتهای موجود شبکه بهره بگیرد.

بعنوان مثال در حوزه نشر اطلاعات، تاسیس یکباره 100 هزار وبلاگ به زبان انگلیسی در ساپورترهای  معروف وبلاگی  دنیا طی 10 روز و مانور در حوزه اخبار روز یا... می تواند مقدمه مناسبی برای طراحی عملیات روانی وسیع با استفاده از ظرفیتهای شبکه باشد.در حوزه سخت افزاری نیز استفاده از این ترفند، یعنی هجمه سهمگین آنی در مقاطع زمانی مختلف می تواند آسیب های جبران ناپذیری به مبانی شبکه جهانی وارد کند.این حملات هم موجب افزایش تجربه نیروهای خودی و هم باعث شناسایی نقاط ضعف در اداره انحصاری شبکه می گردد.

این سازوکار می تواند به مرور مورد استفاده مشترک کشورهای مسلمان و ...قرار گیرد، بدین شرط که زیرساختاهای تکنولوزیک آن مورد تفاهم دولتها قرار گیرد.

 

2.استفاده از ظرفیتهای این شبکه برای نقض غرض اداره کنندگان

الف) تشکیل شبکه جهانی حکایت اختراعی است که شاید در بدو اختراع، مخترع از نتیجه و آثارآن صورت ذهنی نداشته، اما بلافاصله پس از اختراع هر کس در مسیر اهداف خود از آن بهره گرفته و نهایتا مدیریت استفاده در انحصار گروهی خاص قرار می گرفته است.

بعید است شبکه جهانی اینترنت، در بدو شروع با اهدافی خاص و در راستای کانالیزه کردن مسیر ارتباطات به سمت مراکز تحلیل غرب صورت گرفته باشد، اما قطعا در حال حاضر توسط غرب مدیریت شده و هر شکل گسترش آن با نظارت شبکه مدیریتی پنهان صورت می پذیرد.

سوال اینجاست که آیا نقش آفرینی  موثر تفکر ضد امپریالیستی با بضاعت حد اقلی در شریانهای شبکه سایبر آغاز شده و اگر نشده از کجا باید آغاز گردد؟

زمانی که لشکری منتظر باشد از هر طرف به سمت او تیری پرتاب شد، به همان سمت تیری پرتاب کند، در انفعال کامل به سر می برد و با گذر زمان تحت مدیریت سپاه دشمن اداره می شود.حضور فعلی ما در شبکه مجازی این جنس حضور است؛ حضوری بی برنامه و صرفا از سر دغدغه مندی برخی نیروهای ارزشی و نتیجه آن، همین است که جریان برانداز در نرم افزاری به نام فیس بوک از جبهه ما نیرو می گیرد و تعقیب کنندگان این نیروها در بستر همان نرم افزار همه مکنونات قلبی خود را عیان می سازند و این همان است که مدیریت پنهان انتظار دارد؛ پایانه ای از اطلاعات موافقین، مخالفین، معاندین و مدافعین نظام اسلامی و بر همین مبنا بخشی از تعاملات خود اعم از خشن و دوستانه را در سطح عالی تنظیم می کند.

ب)درحال حاضر ظرفیتهای شبکه اینترنت تقریبا به طور کامل شناخته و عرضه شده و به نظر می رسد تغییر قالب فعلی برای مدیریت این شبکه میسر نباشد.این شرایط که شبکه از لحاظ قالب و ظرفیتها کاملا به فعل رسیده و دارای ثبات گردیده و از طرفی  مجال خلاقیت سخت افزاری از سازماندهان آن گرفته شده، بهترین زمان شناسایی این ظرفیتها و ترتیب یک تک منسجم نرم افزاری برای از کار انداختن سخت افزارهای کلان مدیریت شبکه است.

نکته قابل توجه این است که بعلت شناسایی کدهای ورودی از داخل کشور ایران، قطعا هرگونه برنامه ریزی تهاجم سایبری از داخل مرزهای کشور به دقت رصد می شود، در حالی که اگر این تهاجم از مرزهای مجازی سایر کشور ها به قلب استراتژیک شبکه اینترنت صورت گیرد، کمتر مورد رصد و خنثی سازی خواهد بود.

ج)فعالان سایبری جبهه انقلاب در همه حوزه های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی داخلی و خارجی بصورت پراکنده در حال فعالیت هستند، لکن این پراکندگی در فضای گسترده سایبر گم و خنثی می شود.به نظر می رسد اگر یک برنامه مدیریت سپاه سایبری در حوزه سخت افزاری و نرم افزاری تدوین شده و این سپاه بصورت منسجم مواضعی را هدفگیری کند، می تواند سرنخ هایی از مدیریت پنهان شبکه بدست آورده و برای تهاجم به آن برنامه ریزی کند.