انقلاب در انقلاب نه، اقامه انقلاب
يكي از اتهاماتي كه برخي بزرگان و سابقه داران انقلاب و البته برخي مخالفين آقاي احمدي نژاد به وي وارد مي كنند، قصد ايجاد انقلاب در انقلاب و بيم انحراف انقلاب از مسير اصلي خود است.البته اين اتهام با استناد به مصاديقي چون هاله ي نور و انتصاب مشايي و عملكرد غيرقابل پيش بيني او به رييس جمهور نسبت داده مي شود. گفته مي شود رويكرد دولت فعلي مقدمه انحراف جريان انقلاب اسلامي، حذف مديران متعهد، انحصار طلبي و ايجاد اختيارات فراقانوني براي رييس جمهور است.
چنين اتهامي را مي توان يكي از بزرگترين بي انصافي ها در حق دولت نهم دانست. پس از رحلت امام مي توان اين دولت را اولين پرچمدار اقامه آرمانهاي انقلاب بدون واهمه از تخطئه مخالفين داخل و دشمنان خارجي دانست. زمامداري دولت سازندگي و 8 سال دولت اصلاحات اگر چه با وجود رهبري انقلاب و با نوسان زياد در مسير تعالي كشور پيش رفت،اما اين دولت، اولين بار با رويكرد احياي آرمانهاي انقلاب و بينش دين مدارانه و با اعتقاد به وجوب اسلاميزه كردن تصميمات و اجراي آن گام برداشت.
دولت سازندگي با وجود برطرف كردن ويرانيهاي كشور، آثار مخربي چون اختلاف طبقاتي شديد و ترويج تجمل گرايي را رقم زد و مديريت طلبكار از نظام و مردم را متولد ساخت. شايد گفته شود سياستمداران چنين آثاري را از عملكرد خود پيش بيني نكرده بودند، اما حداقل اينكه برنامه اي براي برطرف كردن آثار مخرب اين بلايا نداشتند. حال اينكه هزينه هايي را كه انقلاب اسلامي بر اثر اين بي تدبيري هاي فرهنگي و اقتصادي پرداخت مي كند كمتر از جنگ و ويراني هاي آن نيست.
مصرف گرايي كه امروز گريبان ماراگرفته و حتي مديران به اصلاح ارزشيمان هم نمي توانند از گرداب تبليغات براي افزايش اين مصرف رهاشوند_كما اينكه دكلهاي ميان تيرهاي برق در اتوبان هاي تهران درحال نصب است تا اين فضاي خالي نيز از تبليغات براي كياو سامسونگ و مزدا بي نصيب نماندو صدها مورد از اين قبيل_حاصل تفكري است كه به بهانه تقسيم ثروت و نه تقسيم فقر براي مردمي كه نان نداشتند، پياز تاسيس فروشگاههاي زنجيره اي رفاه تجويز مي كرد تا اشتهايشان بازشود.
دولت اصلاحات نيز خود يك سوء جريان فكري در مسير انقلاب و آرمانهاي آن و اساسا يك مانع بزرگ سرراه تحقق آرمانهاي انقلاب بود و اكنون آرام آرام حقيقت مسئولين آن دولت درحال افشاست.رييس ستاد انتخاباتش، سخنگوي دولتش، وزير ارشاد و كشور و راه و علوم و ... اش، رئيس مجلسش، و رييس جمهورش حالا در نقش مخالفين نظام براي امريكا نقش مي آفرينند و البته حالا فهميده ايم كه دولت اصلاحات نيز نوزاد رسيده ي دولت سازندگي بوده است.
در حقيقت مي توان گفت كه با وجود اتمام جنگ و ضرورت تمركز مسئولين براي احياي مجدد دكترين انقلاب اسلامي و برنامه ريزي براي اجرايي نمودن آن، دولت نهم اولين احياگر آرمانهاي ابتدايي انقلاب و امام بود كه سالها دور از دسترس مردم و مغفول از ذهن مسئولين مانده بود و با طرح آن استقبال مردم و دلسوزان انقلاب را در پي داشت.
احمدي نژاد نه به عنوان يك فرد بلكه به عنوان اقامه گر انقلاب اسلامي قابل ستايش و ياري است. گر چه حتما عرصه اجرا براي كسي كه يك تفكر خاك خورده را پس از سالها وارد ميدان نموده بسيار وسيع و حتما بسيار مشقت بار و جانفرسا است.شايد دليل ورود بي محاباي رهبر انقلاب به حمايت از اين دولت نيز همين باشد.جمله معروفي كه((بسياري از كساني كه در كنارعلي مي جنگيدند حتي پيامبر را نديده بودند و بسياري ازياران پيامبر روبروي علي قدعلم كردند))
مفاهيمي كه طي سالها تغيير يافته و مسئوليني كه با منش معارض با اين مفاهيم تربيت شده اند به يكباره نمي توانند مديريت انقلاب و امام گونه را هضم كنند و در برخي موارد در مقابل آن قد علم مي كنند.
انقلابي كه با ادبياتي چون غلبه مستضعفين بر مستكبرين، ايثار، خدمت، ديگرخواهي، شهادت و هزاران مفهوم از اينگونه شكل گرفته است، در طي سالهاي پس از جنگ به تعابيري مبهم و غبار آلود همچون قشرآسيب پذير، كشورهاي قدرتمند، مديران لايق و با تجربه، همزيستي مسالمت آميز و هزاران از اين دست تغيير رنگ داده شده و بايد حقيقت آن نمايان شود.
قشر آسيب پذير مقدمه تحميل اختلاف طبقاتي، كشورهاي قدرتمند زمينه ساز ظلم پذيري، همزيستي مسالمت آميز در سالهاي طرح آن به عنوان برنامه شهادت زدايي و تفيير گفتمان امر به معروف و نهي از منكر و ... بود و صدالبته قريب به اتفاق مردم اين فرهنگ راپذيرفته بودند كه يكباره ظهور دولت نهم آنهم پس از 8 سال شعارهاي پر طمطراق و فريبنده ي آزادي و توسعه سياسي، نشان از وجود آرمانهاي انقلاب در بطن مردم داشت.
خانواده هاي بي بند و بار و جواناني كه سگ در بغل براي احياي موسوي به خيابان مي ريزند، نوزادان درگهواره دولت سازندگي و اصلاحات هستند كه حالا به خونخواهي هويت از دست رفته شان و پيوستگي ناخودآگاهشان به غرب به خدمتگزاري چون دكتراحمدي نژاد فحاشي مي كنند.
رهاورد مسئولين واداده و شاه سلطان حسين صفت، بروز موجي اجتماعي است كه از شمال شهر بر مي خيزد و رفاه او را انقلابي نكرده است.بهانه اي كه وقتي از ارزشهاي انقلاب دفاع مي شود و مردم را درصحنه مي داند همچون پتك برسر انقلاب كوبيده مي شود و تكرار مي شود كه فشار اقتصادي نمي گذارد مردم انقلابي باشند، باظهور يكباره دولت نهم و دهم رنگ باخته است.
حالا معترضين به انقلاب از شمال شهر و با سگهاي دربغل و خودروهاي گران قيمت برمي خيزند، همانهايي كه ثروت ميانشان تقسيم شده.مردم پس كوچه هاي بشاگرد حاضرند فرزندشان راپاي سفراستاني احمدي نژاد قرباني كنند حتي اگر فقربينشان تقسيم شده باشد.گويا دوباره جمله ي ((اين قرن، قرن غلبه ي مستضعفين برمستكبرين خواهد بود)) دركشور طنين انداخته است.
ساده زيستي، خدمتگزاري، مديريت بي توقع، افزايش انتظارات مردم در برابر مسئولين، ظلم ستيزي و شجاعت در برابر استكبار و اهتمام به علم و برنامه مداري تا فرد محوري شاخصه هايي است كه بر اساس اقامه آرمانهاي انقلاب در اين دولت موجود است و بي شك جهان بيني مبتني بردنياگرايي اين روحيه را برنمي تابد.
البته حقير نيز منكر برخي نارساييها و بي تدبيري ها نيسم، اما رويكرد كلي اين دولت اقامه حق و پرهيز از باطل زدگي است و آثار آن در سياست خارجي دولت و مديريت بحران در بسياري موارد همچون سهميه بندي بنزين، مسكن، تحريم، هوا فضا، و تحول اقتصادي مشهود است.
احمدي نژاد رابه حق مي توان اقامه گرانقلاب و آرمانهاي آن دانست و هنوز به اوباليد و با تمام وجود پاي اوايستاد چرا كه اوباتمام وجود پاي انقلاب ايستاده است.